تبليغاتX
...یک قاشق بهره وری...

...یک قاشق بهره وری...

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم .... موجیم که آسودگی ما عدم ماست...!ا

مهمترین آدم هر شرکت!

هنگام مراسم خوش آمدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شما اينجا حقوق خوبي مي گيريد و ميتوانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتيد بخوريد. بنابراين فكر کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد". آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند. چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کار ميکنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يكي از نظافتچي هاي ما ناپديد شده است. کسي از شما ميداند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟" آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند. بعد از اينكه رئيس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد: " کدوم يك از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده ؟" يكي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق ! طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم و هيچ کس چيزي نفهميد و حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد! از اين به بعد لطفاً افرادي را که کار ميکنند نخوريد"...
+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:54  توسط Diapason  | 

مديريت در انگليس و ايران


مديريت در انگليس و ايران

در انگلستان موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش مي‌سنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نمي‌سنجند، خود مدير بودن نشانه‌اي از موفقيت محسوب مي‌شود.

در انگلستان مديران و روسا بعضي وقت‌ها استعفا مي‌دهند، در ايران عشق به خدمت مانع از اين امر مي‌شود.

در انگلستان افراد از مشاغل پايين شروع مي‌کنند و به تدريج ممکن است ارتقا پيدا کنند، در ايران برخي افراد مادرزادي مدير و رئيس اند و اولين شغل‌شان (در بيست و چند سالگي) مديريت و رياست است.

در انگلستان براي يک مقام دنبال فرد مناسب مي‌گردند، در ايران براي يک فرد، دنبال مقام مناسب مي‌گردند، و حتی در صورت لزوم يک مقام تازه ساخته مي‌شود.

در انگلستان کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدير شود.  در ايران کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولي در اين مدت سه بار رئيس‌اش عوض شده.

در انگلستان کسي که خيلي دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بيشترين استفاده را ببرند، به سمت مشاوري گماشته مي‌شود. در ايران کسي که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور مي‌شود.

در انگلستان اگر کسي از کار برکنار بشود، عذرخواهي مي‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناري، طي مراسم باشکوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري مي‌گمارند.

در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهي انجام مي‌دهند، اما مستقل  از هم استخدام شده يا برکنار مي‌شوند. اما در ايران افراد به صورت گروهي از يک اداره به اداره ديگر جا به جا مي‌شوند، ولي در حين کار هيچ نوع هماهنگي ندارند.

در انگلستان براي استخدام يک رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهي چاپ مي‌کنند، از بين درخواست‌هاي رسيده با برخي مصاحبه مي‌کنند و سرانجام يکي را انتخاب مي‌کنند. در ايران، براي انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن مي‌کنند!

در انگلستان معمولن زمان پايان کار يک رئيس و شروع کار نفر بعدي از ماه‌ها قبل مشخص است. در ايران، يک رئيس ممکن است خبر برکناري‌اش را همان روز بشنود!

در انگلستان، همه مي‌دانند درآمد قانوني يک رئيس دانشگاه زياد است، ولي در ايران مديران و روسا انسان‌هاي ساده‌زيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد.

در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشکده را به اسم کوچک صدا مي‌زنيد، در ايران استاد را با لقب‌هايش صدا مي‌زنيد و رئيس را صدا نمي‌زنيد، چون به شما وقت ملاقات نمي‌دهد.

در انگلستان سابقه کار کافي براي تصدي يک مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن کفايت مي‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 13:41  توسط Diapason  | 

نکات مهم و مهمتر


پاسخ به سوال مهم است - ایجاد سوال مهمتر

ماهي دادن به نیازمند مهم است - آموزش ماهی گرفتن مهمتر

تشویق به موقع مهم است - علت را به فرد گفتن مهمتر

خوبی کسی را گفتن مهم است - آموزش چگونه خوب بودن مهمتر

عیب کسی را به او گفتن مهم است - عیب خود را پرسیدن مهمتر

گفتن مهم است - - سكوت به موقع مهمتر

به موقع علم و بصیرت مهم است - اندیشه و  تدبیر مهمتر

خوب گوش دادن مهم است - به کارگیری آنها مهمتر

کار را درست انجام دادن مهم است - کار درست انجام دادن مهمتر

صداقت و راستی مهم است - مصلحت اندیشی درست مهمتر

مدیریت مهم است - رهبری مهمتر

من مهم است - ما مهمتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:0  توسط Diapason  | 

ثروت در جدید


● آغاز عصری جدید
مطمئنا فهرست جدید فوربس نمایانگر شروع عصر جدیدی است که البته تنها به موضوع سوم شدن بیل گیتس در رده‌بندی آخر ثروتمندان جهان مربوط نمی‌شود. بیست‌و‌دومین رده‌بندی میلیاردهای جهان سرشار از چهره‌های جدید است. به‌عنوان نمونه ۲ سال پیش ۱۰ نفر از ۲۰ مرد ثرومتند جهان را آمریکایی‌ها تشکیل می‌دادند ولی این رقم امروز به ۴نفر رسیده و هند تنها کشوری است که می‌تواند به داشتن ۴میلیاردر در جمع ۱۰ نفر اول فهرست فوربس افتخار کند. برای اولین‌بار در تاریخ انتشار این فهرست، تعداد میلیاردرهای جهان که فوربس آنها را معرفی کرده به ۱۱۲۵ نفر رسیده است. آنها از ۵۴ کشور جهان در فهرست امسال فوربس قرار گرفته‌اند که نسبت به سال قبل ۱۷۹ نفر افزایش داشته است. در مجموع ثروت خالص این افراد به ۴/۴ تریلیون دلار می‌رسد که دوسوم این افراد میلیاردرهای خودساخته هستند و ۵۰ نفرشان كمتر از ۴۰ سال دارند.
حتی به‌رغم بحران اقتصادی موجود در جهان که تاثیرات عمده‌ای در این فهرست داشته، آمریکایی‌ها هنوز ۴۲درصد از میلیاردرهای دنیا را تشکیل داده و ۳۷درصد از ثروت کلی جهان را در اختیار دارند. البته این مقدار نسبت به فهرست سال قبل درصد کمی‌ با کاهش مواجه شده است. ۱۶سال بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه دومین کشور جهان است که بیشترین تعداد میلیاردرهای دنیا را بعد از ایالات متحده با ۸۷ نفر در فهرست فوربس به خود اختصاص داده و از آلمان هم که ۵۹ میلیاردر در این فهرست دارد، سبقت گرفته است. ژرمن‌ها ۶سال تمام در جایگاه کنونی روسیه قرار داشتند. در این فهرست ۲۲۶ چهره تازه به چشم می‌خورد که ۷۷ نفر از تازه واردها آمریکایی هستند. نیمی‌ از این افراد ثروت خود را مدیون سرمایه‌گذاری‌های مهم مالی هستند و توانستند با توجه به شرایطی که در ماه‌های اخیر در عرصه اقتصادی ایجاد شد، بیشترین بهره ممکن را از اتفاق‌های رخ داده ببرند. ۳۵ میلیاردر جدید هم از روسیه برخاسته‌اند و ۲۸ نفر هم چینی و ۱۹ نفر دیگر هم هندی هستند. دو نفر از چهره‌های جدید این فهرست را هم پاتریس موتسپه از آفریقای‌جنوبی و آلیکو دانگوته نیجریه‌ای که اولین آفریقایی تیره پوستی است که در فهرست ثروتمندان جهان قرار گرفته و اولین میلیاردر نیجریه‌ای است،تشکیل می‌دهند.


● جوانان تازه‌وارد
امسال بارزترین نکته در فهرست فوربس تعداد جوانان حاضر در این رده‌بندی است. ۵۰نفر از میلیاردرهای جهان بالای ۴۰ سال دارند که ۲۵ نفر آنها جزو تازه واردهای این لیست هستند. ۶۸درصد میلیاردهای دنیا زیر ۴۰ سال هستند و ثروت خود را تقریبا از هیچ ساخته‌اند. موسسان گوگل، سرگئی برین و لری پیج و مایك زوكربرگ ۲۳ ساله، بنیانگذار سایت فیس بوك که به عنوان جوانترین میلیاردر جهان در این رده‌بندی جای گرفته، دراین زمره قرار می‌گیرند. ثروت ۵/۱ میلیاردی او را در ردیف هفتصدوهشتادوپنجمین میلیاردر فهرست فوربس قرار داده است. مسلما در بین همه جوانان حاضر در این فهرست از زوکربرگ هم به خاطر سن پایینش و هم به دلیل شهرت فراوان سایت او در آینده هم بیشتر از این صحبت خواهد شد.
ـ معرفی ۱۰ نفر اول لیست میلیاردهای فوربس


● وارن بافت
کشور: آمریکا
ثروت: ۰۷۷/۶۲ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: شرکت برکشایر
محل اقامت: اوماها، نبراسکا،ایالات متحده
صنعت: سرمایه‌گذاری
بافت ۷۷ ساله که از او به عنوان دانشمند اوماها نام می‌برند، یک سرمایه‌گذار آمریکایی است که تاکنون در شركت‌های مختلفی از جمله كوكاكولا، و تسكو سرمایه‌گذاری كرده است. بافت مدیرعامل و بیشترین سهامدار شرکت برکشایرهاتوی است. ارزش سهام شرکت برک برکشایر طی ۲۰ سال اخیر بیش از ۴۷۰۰ درصد رشد داشته است. ارزش این شرکت بیش از ۲۱۵ میلیارد دلار است و دهمین شرکت بزرگ جهان به شمار می‌رود. سال ۲۰۰۶ میلادی او ۸۳ درصد از دارایی خود را بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرده بود و حتی گفته شد که این میزان کمک کافی است تا سهام این بنیاد به بیش از ۲ برابر افزایش پیدا کند. بافت به‌رغم ثروتی که در اختیار دارد، فرد مقتصد و فروتنی است. ارزش خانه او در اوماها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰ هزار دلار بوده است. او این خانه را سال ۱۹۸۵ به ارزش ۵۰۰/۳۱ دلار خریداری کرده بود. بافت سال ۲۰۰۷ هم در فهرست ۱۰۰ مرد تاثیرگذار جهان به انتخاب مجله تایم قرار گرفته بود. او دوست داشتنی‌ترین سرمایه‌گذار آمریکاست. بافت که فرزند یک سیاستمدار اهل نبراسکاست، زمانی‌که یک نوجوان بود روزنامه بین مردم توزیع می‌کرد. بافت لیسانس هنر و مهندسی از دانشگاه نبراسکا و فوق‌لیسانس مهندسی از دانشگاه کلمبیا دارد.


● کارلوس سلیم حلو و خانواده
کشور: مکزیک
ثروت: ۰۶۸/۶۰ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: تلکام
محل اقامت: مکزیکوسیتی، مکزیک، آمریکای‌جنوبی
صنعت: ارتباطات و مخابرات
کارلوس سلیم که سال ۱۹۴۰ میلادی در مکزیکوسیتی به دنیا ‌آمده یک تاجر مکزیکی است. سلیم نقش عمده‌ای در صنایع ارتباطی در مکزیک و آمریکای لاتین دارد. او شرکت‌های مخابراتی زیادی از جلمه Tel�fonos de M�xico را مدیریت می‌کند. او حالا حتی از بیل گیتس هم ثروتمندتر است. به خصوص اینکه بازار مخابرات و ارتباطات مکزیک با سرعت خوبی درحال حرکت روبه جلو است و محصولات شرکت America Movil هم با استقبال خوبی در بازار مواجه شده‌اند. سلیم که فرزند یک مهاجر لبنانی است اولین پایه‌های بناسازی این ثروت بیکران را در سال ۱۹۹۰ انجام داد. وقتی‌که او خطوط اپراتوری Telefonos de Mexico را به‌طور شخصی خریداری کرد. در ماه دسامبر America Movil قراردادی با یاهو امضا کرد تا سرویس خدمات موبایل اینترنتی را به ۱۶ کشور آمریکای‌جنوبی و کارائیب ارائه دهد. سلیم که بیوه و پدر ۶ فرزند است، یکی از هواداران پروپاقرص بیسبال و یک جمع‌آوری‌کننده کلکسیون‌های هنری است. در سال‌های اخیر او نزدیک ۷ میلیارد دلار از ثروت خود را صرف امور خیریه و پروژه‌های تاسیس مراکز بهداشتی و تحصیلی و احیای بخش تاریخی شهر مکزیکوسیتی کرده است.


● بیل گیتس
کشور: آمریکا
ثروت: ۰۵۲/۵۸ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: مایکروسافت
محل اقامت: مدینا، واشنگتن، ایالات متحده
صنعت: نرم‌افزار
بیل گیتس ۵۲ ساله تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمند‌ترین مرد جهان بود و به‌عنوان بنیانگذار تحول در رایانه‌های شخصی شهرت یافته است. نحوه تجارت بیل گیتس به دلیل اینکه قدرت رقابت را از دیگر رقبای خود در این عرصه سلب کرده همواره مورد انتقاد بوده و حتی بارها از او به این دلیل شکایت شده‌است. اقدامات خیرخواهانه گیتس بر همه آشکار هست و او در این راستا سال ۲۰۰۰ میلادی بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تاسیس کرده که سرمایه آن معادل ۷/۳۸ میلیون دلار است و در زمینه‌های گوناگونی همچون تهیه منابع مالی لازم برای توسعه و ساخت واکسن‌هایی برای مبارزه با بیماری ایدز و مالاریا و غیره فعالیت می‌کند. گیتس در سال دوم تحصیلاتش در دانشگاه هاروارد را نیمه تمام رها‌ کرد تا همه وقت خود را صرف مایکروسافت کند. شرکتی که او در سال ۱۹۷۵ با دوست دوران کودکی خود پل آلن تاسیس کرده ‌بود. گیتس معتقد بود که کامپیوتر وسیله‌ای ارزشمند در هر خانه‌ خواهد شد و برای همین آنها شروع به ساخت نرم‌افزار برای کامپیوترهای خانگی کردند و همین امر محور اصلی موفقیت‌های آتی مایکروسافت شد.


● لاکشمی‌میتال
کشور:هند
ثروت: ۰۵۷/۴۵ میلیارد دلار
موروثی
منبع درآمد: کارخانه فولاد
محل اقامت: لندن، انگلستان
صنعت: صنایع دستی
لاکشمی‌میتال ۵۷ ساله مالک کارخانه بزرگ تولید فولاد چهارمین ثروتمند بزرگ جهان است. او را سلطان فولاد جهان می‌خوانند. میتال سال ۲۰۰۴ عنوان شصت‌وسومین ثروتمند جهان را كسب كرده بود و جهش به رتبه چهارم ثروتمندان ظرف چند سال نشانده رشد دارایی‌ها و صنایع زیرپوشش اوست. لاكشمی‌ در سال ۱۹۶۹ با كسب نمرات عالی در رشته بازرگانی از دانشكده سن‌خاویر كلكته فارغ التحصیل شد. خانواده میتال در سال ۱۹۷۶ شركت فولاد میتال را تاسیس كرد ولی در سال ۱۹۹۴ به دلیل اختلافات لاكشمی ‌با پدر و برادرانش، او شركت مستقل خود را تاسیس کرد. طی این سال‌ها، میتال با حمایت از طرح‌های ادغام كارگاه‌های كوچك و استفاده از فرآوری آهن از سنگ معدن به عنوان ماده قراضه برای ساختن فولاد، توانست، صنعت نوین فولاد را در سطح جهان پایه‌ریزی كند. سایر فعالیت‌های این شركت شامل حمل، استخراج معدن، تولید و توزیع برق است. میتال همچنین ۵۸۰ تن فولاد برای ساخت بنای یادبود مرکز تجارت جهانی به نیوریورک فرستاده بود. میتال در عین حال انسان خیری است و در بنیادهای خیریه متعدد عضویت دارد.


● موکش امبانی
کشور: هند
ثروت: ۰۵۰/۴۳ میلیارد دلار
موروثی
منبع درآمد: کارخانه پتروشیمی
محل اقامت: بمبئی، هند
صنعت: صنایع دستی
ثروتمندترین مرد آسیایی ساکن این قاره مدیریت یک شرکت بزرگ صنایع پتروشیمی ‌ریلاینس را که توسط پدر آمبانی در سال ۱۹۶۶ تاسیس شد و اکنون از نظر سرمایه بازار، ارزشمندترین شرکت در هند است، برعهده دارد. ثروت او نسبت به سال گذشته ۹/۲۲ میلیون دلار افزایش داشته که او را بعد از برادرش آنیل که در سال گذشته بیشترین میزان درآمد به دلار را در سراسر جهان داشته، در رتبه دوم قرار داده است. موکش ۵۰ ساله که مدرک مهندسی شیمی ‌خود را از دانشکده فناوری شیمیایی هند گرفته و در سال اول تحصیل در استنفورد، آن را برای کمک به پدرش ناتمام گذاشت.موکش آمبانی قصد دارد گران‌ترین خانه دنیا را در بمبئی هند بسازد.


● آنیل آمبانی
کشور: هند
ثروت: ۰۴۸/۲۸ میلیارد دلار
موروثی
محل اقامت: بمبئی، هند
صنعت: بخش‌های گوناگون
آنیل آمبانی بیشترین درآمد ممکن را در بین میلیاردرهای جهان در سال گذشته داشته است. ثروت او نسبت به سال گذشته ۸/۲۳ میلیون دلار افزایش داشته و فاصله دارایی‌های او را با برادرش که یک پاله بالاتر از او در فهرست فوربس قرار گرفته، کاهش داده است. هر دو آنها ثروت‌شان را از پدر خود به ارث برده و هر یک در صنعت جداگانه‌ای این سرمایه را مورد استفاده قرار دادند. آمبانی که یک دونده ماراتن است ۶۵درصد ازسهام شرکت تلکام ریلانس را عهده‌دار است. او در شمار افراد جوان این فهرست قرار گرفته است.


● اینگوار کامپراد
کشور: سوئد
ثروت: ۰۸۱/۳۱ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: شرکت Ikea
کشور محل اقامت: لوزان، سوئیس
کامپراد ۸۱ ساله فروش مبلمان و وسایل خانه را در سال ۱۹۴۷ شروع کرد و امروز کمپانی Ikea یکی از محبوب‌ترین فروشگاه‌های لوازم خانگی در سراسر جهان به شمار می‌رود و در بیش از ۴۰کشور جهان شعبه دارد. کامپراند که محصولات کارخانه‌اش به ارزان بودن در سراسر جهان شهرت یافته‌اند و از طریق آن خواسته شعار برابری را توسعه بخشد، خودش از پوشیدن لباس‌های مجلل خودداری می‌کند و حتی با پروازهای ارزان سفر می‌کند و به رستوران‌های گران نمی‌رود. حتی می‌گویند که او خانه خودش را هم با وسایل Ikea چیده است.


● کی پی سینگ
کشور: هند
ثروت: ۰۷۶/۳۰ میلیارد دلار
غیرموروثی
شرکت: املاک و مستغلات
منبع درآمد: املاک ومستغلات
محل اقامت: دهلی‌نو، هند
سینگ هم‌اکنون بزرگترین و ثروتمندترین شرکت املاک و مستغلات را در سراسر جهان در اختیار دارد. سرمایه او با ۳ برابر افزایش امسال به ۳۰ میلیارد دلار رسیده که ۱۰ میلیارد از سال گذشته بیشتر است. او که یک افسر سابق ارتش بود، سال ۱۹۶۱ شریک برادر ناتنی‌اش شد و بعد از مدتی کوتاه کمپانی DLF City را به یکی از بزرگترین شرکت‌های املاک و مستغلات در دنیا تبدیل کرد. این کمپانی تلاش می‌کند تا ۵/۱ میلیارد دلار هم در سنگاپور سرمایه‌گذاری کند. او در هند همواره در شمار چهره‌های خبرسازی بوده که مطبوعات در کنار ستاره‌های سینما به او نیز پرداخته‌اند.


● الگ دریپاسکا
کشور: روسیه
ثروت: ۰۴۰/۲۸ میلیارد دلار
غیرموروثی
شرکت: آلمینیوم روسی
محل اقامت: مسکو، روسیه
صنعت: گوناگون
الگ دریپاسکا ۴۰ ساله جایگاه نهم میلیاردرهای فوربس را به خود اختصاص داده است. او مالک �هولدینگ بازاوی المنت� است و حتی تولیدات آلومینیم خود را در نیجریه و چین هم گسترش داده و توسعه بخشیده است. او حتی قراردادهایی مبنی بر تولید آلومینیم در قزاقستان امضا کرده و در تاسیس یک نیروگاه اتمی ‌در شرق روسیه هم سرمایه‌گذاری کرده است.


● کارل آلبرت
کشور: آلمان
ثروت: ۲۷ میلیارد دلار
غیرموروثی
محل اقامت: مولهایم، آلمان
او ثروتمندترین مرد آلمان است. بعد از جنگ جهانی دوم، کارل و برادر کوچکترش تئو، مغازه کوچک مادر خود را به یک سوپرمارکت ارزان‌قیمت تبدیل کردند که امروز Aldi نام دارد و با بیش از ۸۰۰۰ شعبه ۶۷ میلیارد در سال فروش دارد. این فروشگاه در تمامی‌ شهرهای آلمان در جنوب و شمال این کشور شعبه دارد. کارل در حال حاضر بازنشسته شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 20:51  توسط Diapason  | 

درسی از غازها

همانگونه كه ميدانيد غازها پرندگان كوچك و جالبي هستند. هر غاز مي داند كه بايد به همان جايي برود كه مجموعه قصد دارد به آن جا برود. از آن جايي كه غاز پيشرو به سبب وزش باد در مسير حركت زودتر از ديگران خسته مي شود به عقب گروه باز مي گردد و غاز ديگري از بخش مياني مجموعه به جاي او پرواز كرده و در راس سايرين قرار مي گيرد.اين بدان معناست كه هر غازي دقيقا مي داند كه دسته غازها به كجا مي رود، آيا اكثر سازمان ها چنين هستند؟ آيا در اكثر سازمان ها كاركنان مي دانند كل سازمان به كجا مي رود؟ متاسفانه بايد بگويم كه من طي جستجوها و سفرهاي خود در سراسر دنيا شمار بسيار محدودي را اينچنين يافتم. هر غازي مي بايد آماده باشد تا در صورت ضرورت گام پيش نهاده و مسئوليت جلودار بودن را بپذيرد ، آيا اين درسازمان ها واقعيت دارد؟ آيا در سازمان هر فردي در هر جایگاه و سمتی که باشد ، مشتاق است گام پيش نهاده و مسئوليت را بپذيرد؟احتمالا پاسخ اين پرسش منفي است. حقيقت اين است كه غازها نسبت به وضعيت يكديگر حساس هستند.اساسا از خصوصيات يك سازمان كارا اين است كه اعضاء نسبت به يكديگر متعهد هستند. غازها به خوبي درك مي كنند كه نسبت به سرنوشت يكديگر مسئولند. آنها به سرنوشت همديگر اهميت مي دهند و بنابراين اگر يك غاز به هنگام مسافرت بيمار شود و يا تيري به او اصابت كند و فرو افتد، دسته اي از غازها به همراه او به سمت پايين پرواز كرده و او را تغذيه و از او حمايت مي كنند تا بهبود يابد. آيا اكثر سازمان ها چنين هستند؟ آن گونه كه پي بردم ، بيشتر سازمان ها همانند افراد      بيگانه اي هستند كه هريك سعي دارند به شكل بدي اهداف شخصي خود را محقق سازند. حقيقت اين است كه بيشتر سازمان ها براي نبردي كه صد سال پيش پايان يافته طراحي شده اند. حقيقت اين است كه در زمينه تشكيلات و سازماندهي هنوز هم به اندازه غازها هوشيار نيستيم.شواهد و مدارك در اين خصوص بسيارند. حقيقت اين است كه ما همچنان روش سازماندهي گذشته را دنبال مي كنيم اينها همگي حقايق بسيار جالبي هستند كه من بعدا موفق به كشف آنها شدم و در گذشته توجهي بدان نداشتم.زماني كه تصميم گرفتم تشكيلات متفاوتي داشته باشم ، هيچ يك از اين حقايق را نمي دانستم ولي بعدا موفق به درك آنها شدم. به هر حال حقيقتي را كه مي دانستم اين بود كه مجموعه غازها از طريق همكاري متقابل اعضاء حركت مي كنند به طوري كه نسبت پيشرفت مجموعه غازها به سمت مقصد مي تواند 171% بيش از حركت فردي غازها باشد.دقيقا به همين علت است كه من خواستار آن هستم كه به جاي گله اي بوفالوهاي وابسته ،دسته اي از غازها را داشته باشيم. به همين خاطر به بوفالوهاي خود فرمان پرواز دادم. حدس بزنيد چه اتفاقي افتاد؟هيچ اتفاقي نيفتاد به طوري كه تاكيد هر چه بيشتر من منجر به مقاومت هر چه بيشتر آنها شد . در اين هنگام به این حقيقت پي بردم ، كه براي تغيير در سازمان ، قبل از هر چيز من بايد تغيير كنم بيش از هر چيز مسئله به من و تغيير من مربوط است . بزرگ ترين مانع در مسير تغيير ديگران نيستند، بلكه من هستم. تغییر شخصی و سازمانی را جهت تبدیل سازمان به سازمانی بالنده و مشارکت جو از همین امروز آغاز نموده و در سفر تعالی قدم دیگری را برای بهبود مستمر برداریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 21:24  توسط Diapason  | 

از دستخط کارفرما به شخصیت او پی ببرید...

کسانى که خطى نامرتب دارند
احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند

کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند
مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد
احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت واعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند
احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند
به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند
احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند
در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

کسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند
این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.

اگر شما خود را داراى دست خط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید
احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

اما اگر درشت مى نویسید
این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.

اگر کسى دست خط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد
فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

اگر فردى دست خط ملایم و کشیده اى دارد
آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

اگر کلمات را در هم و فشرده مى نویسید
احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

کسى که کلمات را با فاصله و باز باز مى نویسد
خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:35  توسط Diapason  | 

نکته مدیریتی!

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:33  توسط Diapason 

تفاوت مدیریت

در انگلستان موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش مي‌سنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نمي‌سنجند، خود مدير بودن نشانه‌اي از موفقيت محسوب مي‌شود.
در انگلستان مديران و روسا بعضي وقت‌ها استعفا مي‌دهند، در ايران عشق به خدمت مانع از اين امر مي‌شود.
در انگلستان افراد از مشاغل پايين شروع مي‌کنند و به تدريج ممکن است ارتقا پيدا کنند، در ايران برخي افراد مادرزادي مدير و رئيس اند و اولين شغل‌شان (در بيست و چند سالگي) مديريت و رياست است.
در انگلستان براي يک مقام دنبال فرد مناسب مي‌گردند، در ايران براي يک فرد، دنبال مقام مناسب مي‌گردند، و حتی در صورت لزوم يک مقام تازه ساخته مي‌شود.
در انگلستان کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدير شود. در ايران کسي که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولي در اين مدت سه بار رئيس‌اش عوض شده.
در انگلستان کسي که خيلي دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بيشترين استفاده را ببرند، به سمت مشاوري گماشته مي‌شود. در ايران کسي که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور مي‌شود.
در انگلستان اگر کسي از کار برکنار بشود، عذرخواهي مي‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناري، طي مراسم باشکوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري مي‌گمارند.
در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهي انجام مي‌دهند، اما مستقل از هم استخدام شده يا برکنار مي‌شوند. اما در ايران افراد به صورت گروهي از يک اداره به اداره ديگر جا به جا مي‌شوند، ولي در حين کار هيچ نوع هماهنگي ندارند.
در انگلستان براي استخدام يک رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهي چاپ مي‌کنند، از بين درخواست‌هاي رسيده با برخي مصاحبه مي‌کنند و سرانجام يکي را انتخاب مي‌کنند. در ايران، براي انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن مي‌کنند!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:31  توسط Diapason  |